|
ستاره های درخشان خصوصی.دل نوشته
| ||
|
اگر میخواهی اون جوری که تو دوست داری باشم ، این دیگه من نیستم... خسرو شکیبایی - هامون
[ سه شنبه 22 آذر1390 ] [ 3:25 PM ] [ مریم بانو ]
این بار تو بگو که٬
دوستت دارم
نترس من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید.... :( [ پنجشنبه 26 خرداد1390 ] [ 11:6 PM ] [ مریم بانو ]
مـا عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ، تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید دسـتـگاه رو خـامــوش
مــی کـنـیـم یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم ...
مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ، ما
فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن ... !!!! [ پنجشنبه 5 خرداد1390 ] [ 4:30 PM ] [ مریم بانو ]
سلاااااااااااااااام دوستان من برگشتتتتتتتتتم بالاخره امتحانام تموم شد اخرین امتحان دوران دانشجویی هم دیروز دادم خیلی دوران خوبی بود خدا کنه زودتر کار پیدا کنم زیاد قصه نخورم [ جمعه 8 بهمن1389 ] [ 1:6 PM ] [ مریم بانو ]
امام حسین ـ علیه السّلام ـ برای لشكر كوفه و شام، خطبهای خواند. حضرت در ذیل خطبه مردم كوفه و شام را چنین فرمود: «... پرودگارا، آن جوانمرد ثقفی را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ایشان بچشاند و از قاتلان ما احدی را معاف ندارد، به جای هر قتلی، كشتنی و به جای هر ضربتی، ضربتی، و انتقام مرا و دوستان و خاندان و شیعیانم را از اینان بگیرد.»
بحار الانوار، علامه مجلسی، ج45، ص10، چاپ بیروت، مؤسسه الوفاء، سال 1403 هجری قمری، چاپ سوم.
[ جمعه 17 دی1389 ] [ 1:20 PM ] [ مریم بانو ]
یا حضرت زینب (س ) ...
چه صبری داشتین ؟؟؟؟ برادر بزرگوارتونو ... امام زمانتونو .... جلوی چشماتون شهید کردن یا حضرت زینب (س) شما تو اون خون و واویلا چی دیدی که وقتی شمر لعنت خداوند بر او باد ازتون پرسید چی دیدی روز عاشورا ؟؟؟؟ شما فرمودین : ما رایت الا جمیلا ..... چیزی جز زیبایی ندیدم ....
جواب از این زیباتر و با معنی تر نمیشد به اون زنا زاده داد...
[ سه شنبه 30 آذر1389 ] [ 4:12 PM ] [ مریم بانو ]
یادش به خیر ..... [ سه شنبه 23 آذر1389 ] [ 4:28 PM ] [ مریم بانو ]
مختار:ببار کیان ..ببار ..بر کشته دشت نینوا باید خون گریست نه اشک..ببار تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟ کیان: راه گم کردم ابو اسحاق مختار:راه بلدی چون تو که راه را گم کند ،نا بلدان را چه گناه ؟ کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم هر چه تاختم مقصد را نیافتم،وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود. مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم ،مجنون نبودیم
برگرفته از سایت مختارنامه [ پنجشنبه 18 آذر1389 ] [ 6:58 PM ] [ مریم بانو ]
[ سه شنبه 9 آذر1389 ] [ 7:36 PM ] [ مریم بانو ]
خدایا به حق شاه مردان مرا محتاج نامردان مگردان فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
[ چهارشنبه 3 آذر1389 ] [ 6:12 PM ] [ مریم بانو ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||